2.jpg

امروزه توسعه صنعت برق یکی از مهمترین عوامل توسعه در کشورها است. توسعه این صنعت متناسب با رشد صنعتی و اقتصادی کشور نیازمند تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری در بخش کلان ملی و حاکمیت است. از این رو حاکمیت در بخش برق مسئولیت خطیری در برنامه‌ریزی و بهره‌برداری از منابع در این صنعت بر عهده دارد.
از آنجا که شالوده اصلی صنعت برق، شبکه به هم پیوسته قدرت است؛ شاید بتوان نقش حاکمیت در برنامه‌ریزی و بهره‌برداری از صنعت برق را تا حد زیادی مترادف با برنامه‌ریزی و بهره‌برداری از شبکه قدرت دانست. آنچه این نقش را از دیگر نقش‌های حاکمیتی متمایز می‌کند، ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های منحصر به فرد شبکه قدرت است. مهمترین عوامل پیچیدگی شبکه‌های قدرت عبارتند از:

  • ابعاد فیزیکی؛
  • پراکندگی جغرافیایی؛
  • تابیعت از قوانین فیزیکی؛ و
  • ذخیره‌ناپذیری در سطح کلان.
تمامی این عوامل ضرورت آنچه از آن تحت عنوان پایایی شبکه برق یاد می‌شود، به عنوان یکی از مهمترین وظایف حاکمیت بخش برق نشان می‌دهد. حفظ پایایی شبکه برق یکی از مهمترین مسئولیت‌ها در کنار توسعه و پیشرفت سیستم‌های قدرت است. علاوه بر موارد یاد شده در بالا آنچه بر این پیچیدگی‌ها در حفظ پایایی شبکه برق می‌افزاید تقابل همیشگی حصول اطمینان از پایایی و صرفه اقتصادی است. پر واضح است که با تغییرات اساسی در صنعت برق نظیر توسعه رقابت (راه‌اندازی بازار برق و ...) و همچنین خصوصی‌سازی در بخش برق این مساله به مراتب ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده است.
وظایف حاکمیتی در بخش پایایی و امنیت شبکه را می‌توان ذیل مسئولیت‌های اصلی حاکمیت یعنی سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هدایت، نظارت، کنترل وتدوین مقررات به صورت زیر تعریف کرد:

  1.  ابلاغ سیاست‌ها، برنامه‌ها و مقررات ناظر به برنامه‌ریزی و بهره‌برداری ایمن از شبکه سراسری و نظارت بر حسن اجرا؛
  2.  ابلاغ استاندارهای پایایی (امنیت و کفایت) شبکه سراسری برق؛
  3.  نظارت بر اجرای مقررات و استانداردهای پایایی در موسسات برق؛
  4.  نظارت و راهبری شوراهای پایایی منطقه‌ای؛ و
  5.  استقرار «نظام ارزیابی و ممیزی آمادگی فنی و سازمانی» و «نظام صلاحیت حرفه‌ای مدیریت پایایی» موسسات برق.